English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


برای معلمم دایی احمد / وبلاگ بلوچ
[سیاسی] معلمان دو کلمه یادمان نداده‌اند که یک کلمه در حقشان بنویسیم؟

آنوقتها که کفش ملی به شوروی صادر می‌شد و کفش شادانپور گیر هر کسی نمی‌افتاد و کفشهای لاستیکی بی نامی که معلوم نبود در کدام جهنم دره‌ای و با چه استانداردی ساخته می‌شوند نصیب ما می‌شد صد البته کفش و پیراهن و کت و شلوار معلم به چشممان لباسی شاهانه می‌نمود، اما حالا که آدم می‌داند یکماه چقدر خرج و زجر دارد و چشم و گوشش به مد و مارک باز شده می‌فهمد که معلم بیچاره‌اش با چه سیلی‌هایی صورتش را قرمز و خودش را نو نوار می‌کرده. انصاف است در این دمدمای عید هزار نفر از همان معلمان را که گذر زمان چیزی جز چین و چروک و دلتنگی برایشان به ارمغان نیاورده به جای عیدی و پاداش کتک بزنند و به اوین ببرند؟
ما در دو سوی یک بدبختی زیسته‌ایم. معلمان دو کلمه یادمان نداده‌اند که یک کلمه در حقشان بنویسیم؟

اضافه شده توسط فرهاد حیرانی | ۱۳:۵۶ ۸۵/۱۲/۲۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر